العلامة المجلسي

387

حياة القلوب ( فارسي )

دور عرش خدا تنزيه مىكرديم وتسبيح مىنموديم خدا را ، پس أهل آسمان به سبب تسبيح ما تسبيح مىگفتند تا آنكه فرود آمديم بسوى زمين پس تسبيح وتنزيه كرديم خدا را ، پس أهل زمين به تنزيه ما خدا را تنزيه كردند ، ومائيم صافّون ومائيم مسبّحون كه خدا فرموده است ، پس هر كه وفا كند به عهد ما پس بتحقيق كه وفا كرده است به عهد خدا وهر كه بشكند عهد ما را عهد خدا را شكسته است « 1 » . وابن ماهيار به سند معتبر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه در بعضي از خطبه‌ها مىفرمود : ما آل محمد نوري چند بوديم در دور عرش ، خدا ما را امر كرد كه أو را تسبيح بگوئيم ، پس تسبيح گفتيم وفرشتگان به تسبيح ما تسبيح گفتند ، پس ما را به زمين فرستاد وامر كرد به تسبيح ، پس تسبيح گفتند أهل زمين به تسبيح ما ، پس مائيم صافّون ومائيم مسبّحون « 2 » . وأيضا روايت كرده است كه : از ابن عباس پرسيدند از تفسير وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ ابن عباس گفت كه : ما در خدمت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بوديم ، حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام آمد ، پس چون نظر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر أو افتاد تبسم كرد در روى أو وفرمود : مرحبا به كسى كه خلق كرده است خدا أو را پيش از آدم به چهل هزار سال . ابن عباس گفت : يا رسول اللّه ! آيا فرزند پيش از پدر بود ؟ گفت : بلى خدا مرا وعلى را خلق كرد پيش از خلق همهء أشياء ، بعد از آن خلق كرد ساير چيزها را وهمه تاريك بودند ونور ايشان از نور من وعلى بود ، پس ما را در جانب عرش جا داد ، پس خلق كرد ملائكة را پس تسبيح وتنزيه كرديم خدا را پس تسبيح وتنزيه كردند ملائكة ، وما تهليل گفتيم خدا را وبه يگانگى ياد كرديم پس تهليل كردند ملائكة ، وما تكبير گفتيم خدا را پس ملائكة تكبير خدا گفتند ، واينها همه از تعليم من وعلى بود ، ودر علم سابق الهى بود كه داخل در جهنم نشود دوست من وعلى وداخل در بهشت نشود دشمن من وعلى ، بدرستى كه خدا

--> ( 1 ) . تفسير قمى 2 / 228 . ( 2 ) . تأويل الآيات الظاهرة 2 / 501 .